قرچ و قورچ می شکنند
نگاه کن!
این دیگر چه دختری است
نصف ٬ نصف ٬ بازی را به هم زده است
مثلا خیلی هنر کرده است
خم شده است
و نُتی را که از گلویت افتاده بود
برداشته است
طفلکی من!
همیشه
همیشه
آشغال جمع کن بوده ام.
نوشتنی
قرچ و قورچ می شکنند
نگاه کن!
این دیگر چه دختری است
نصف ٬ نصف ٬ بازی را به هم زده است
مثلا خیلی هنر کرده است
خم شده است
و نُتی را که از گلویت افتاده بود
برداشته است
طفلکی من!
همیشه
همیشه
آشغال جمع کن بوده ام.
کسی سرفه کنان
ظهر را فرفره می کرد
آدمک
یک وری
از لا به لای نرده ها
مرا زل زده بود
سیم ها می پریدند
کلاغ ها که چهار
قاااااااااااااار
طول می کشید امروز
اما بستن پنجره ام
و خواب ......می بست ... اما ...پلک های آدمک را .
پتوی مخملی
آبی
لیف خیس
نوزادپیچ کتان سفید
پیچیده در لطیف
لطیف
لطیف
عید
جوراب شلواری سیاه
دامن پشمی چهار خانه
لوز٬
پرتغال٬
پسته
واندوه
اندوه
اندوه
برای هیچ!