بعداً
تورا می برد
تو را با فوتی کوچک
می برد
بعداً من روی نیمکت پارکی:
"کاش بودی تا با هم کسی را مسخره می کردیم"
جفت مسخره ای رد می شوند!
تو را می برد
تو را تا کرده چون "بالاپوشی"کوچک
بعداً من توی اتاقی:
"کاش بودی تا سارافون های حریرمان را می پوشیدیم"
دود سیگار تازه ای که دزدیده ام بالا می رود
تو را می برد
تو را آسان ،مثل دفترچه ی جیبی کوچکی
بعداً من کز کرده در گوشه ی کافه ای:
"کاش بودی تا با هم سرخپوست بلند را حسرت می کشیدیم"
بالاخره صاحب آش دوغی می آید
بعداًمن...
تورا می برد...
بعدا تو.....
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385   توسط هداحدادی
|
