تبليغاتX
نگار

نگار

نوشتنی

بعداً

 

تورا می برد

تو را با فوتی کوچک

می برد

بعداً من روی نیمکت پارکی:

"کاش بودی تا با هم کسی را مسخره می کردیم"

جفت مسخره ای رد می شوند!

 

تو را می برد

تو را تا کرده چون "بالاپوشی"کوچک

بعداً من توی اتاقی:

"کاش بودی تا سارافون های حریرمان را می پوشیدیم"

دود سیگار تازه ای که دزدیده ام بالا می رود

 

 

تو را می برد

تو را آسان ،مثل دفترچه ی جیبی کوچکی

 بعداً من کز کرده در گوشه ی کافه ای:

"کاش بودی تا با هم سرخپوست بلند را حسرت می کشیدیم"

 

بالاخره صاحب آش دوغی می آید

 

بعداًمن...

تورا می برد...

بعدا تو.....

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385   توسط هداحدادی  |