نوشتنی
میگو
چشم هایش را بست
و مثل شانه ی کوچکی
درکف آب فرورفت
موج ها
رشته رشته
برهم افتادند
و شب،
چنان که باید
مرموز شد.
من،
ماهیگیر،
میگو های خواب
هوشیار.